صحنه : رستوران خوان سالار
پلان : ورودي
برداشت : اول رو به آخر
صدا .... ( رفت)
دوربين ....... ( رفت )
اشــــــكِـــــــــن
"در وا شد و يه جوجه دويد اومد تو كوچه ...."
حسني در حال سخن راني :
دوستان ...!
آشنايان .... !
خانواده هاي داغ ديده ...
همانطور كه مستحضر هستيد امروز روز فرخنده و ميمون و گوريل و شامپانزۀ تولد اين نو گل شكفته
اين اسوۀ شهامت
اين كشتۀ رفاقت
اين نجم دو آسمان
اين عزيز ِ لذيذ
اين خورشيد عالم تاب
اين ماه ِ شب 14
اين باقلوا
اين آلبالو
اين خيار
اين سيب زميني
درهمِ خانم ، سوا نكن
بـــدو بــــدو تـــموم شـــــــــــــد
بـــدو بــــدو تمومش كرديم
هنــــدونه مشــــدي
خريزه ســــــــاوه
انگور عســــلي
خونه دار و بچه دار ، زمبيل و بردار و بيا
.......
خلاصه مي گفتم
اين دخترمون سمبولي ِ بابا امروز متولد ميشود
من هم از طرف خودم و همۀ اعضاء خانوادۀ داغ ديده،
تولد ايشون رو تبريك و تسليت مي گويم
ان شاء الله شادي آخرتون باشه
دوستان دم در وبلاگ اتوبوس حاضر هست
همگي دور هم سري مي زنيم به زايشگاه محل ظهور ايشون
باشد كه تسلي خاطر خانواده داغديدشون و بازماندگان باشد
مجدداً از حضور پر نور شما دوستان عزيز تشكر و قدر داني كرده ،
براي شادي اين نو گله شكفته از خداوند منان ْآرامش و آسايش و رفاه مسئلت مي نمايم.
سما جون تولدت مبارك
اينم اتوبوسي كه قولش رو داده بودم :

يالا سوار شيد كه همه منتظرن
پ.ن. : سما جون ان شالله 100000000 ساله بشي
ان شالله تولد 956234 سالگيت رو تو مريخ بگيريم برات
ان شالله در سال 6958326 با ويزاي اورانوست موافقت كنن
ان شالله طبقۀ پنجم بهشت يه سوئيت نقلي بخري
ان شالله هميشه سالم ، سرحال ، موفق ، خوشبخت و خندان باشي
به قوله اين ترشيدهِ بود ( آره ساده) بهترين آرزو ها رو برات دارم